دايرةالمعارفنويس، موٴلف كتاب البدء و التاريخ. اين كتاب گزيدهاي از معارف عصر اوست كه تنها مبتني بر مآخذ اسلامي نيست، بلكه از مآخذ ايراني و يهودي هم استفاده شده. از جملهٴ چيزهاي عجيب، او عدد بسيار بزرگي، يعني 4,320,000,000 را (كه مبين ادوار سنين عالم به اعتقاد هنديان است) با ارقام هندي، يا دواناگاري1، نقل ميكند.
محمد بن احمد خوارزمي
ابوعبدالله محمد بن احمد بن يوسف خوارزمي2 كاتب. در حدود 976 برآمد، دايرةالمعارفنويس ايراني. در 976 مفاتيحالعلوم را به عربي نوشت كه از لحاظ اهميتش براي مطالعهٴ علم و فرهنگ اسلامي آن روزگار از الفهرست و رسائل اخوانالصفا فروتر نيست. اين كتاب برحسب اصطلاحات فني طبقهبندي شده؛3 موٴلف علوم را به دو مقالت كرده: مقالت اول در علم شريعت و علوم عربي مرتبط با آن، و مقالت دوم در علوم مردم غيرعرب (يوناني، سرياني، ايراني، هندي). مقالت اول شامل فقه، كلام، نحو، كتابت (شامل اصطلاحات اداري)، شعر و عروض، و اخبار است. مقالت دوم شامل فلسفه (اين قسمت حاوي طبقهبندي علوم است)، منطق، طب، حساب، هندسه، نجوم، موسيقي، مكانيك (حيل)، و كيمياست.
ابن مسكويه
فقرهٴ تاريخ (ط) را در زير ببينيد.
اخوانالصفا
اخوانالصفا يك انجمن مخفي بود كه مقارن سال 983 در بصره تأسيس شد. هدفهاي آن جنبهٴ ديني، فلسفي و سياسي داشت، و داراي تمايلات معتزلي، همچنين اسماعيلي يا قرمطي بود (يادداشت مرا راجع به دعوت اسماعيلي در نيمهٴ دوم سدهٴ نهم ببينيد). فلسفهٴ آنان نوعي غنوسيگري التقاطي شامل عناصر ايراني، مسيحي، عبري، سرياني، هندي، عربي و يوناني بود. معلوماتي دربارهٴ ارسطو داشتند، ولي با آموزههاي فيثاغوري و افلاطوني آشناتر بودند. در مجموع اطلاعشان از فلسفهٴ يوناني فرودستتر از مطالبي بود كه پيشتر كندي و فارابي ارائه كرده